فناوری اطلاعات

اخبار گوشی های جدید - ترفند های آندورید - آموزش - تبلت

فناوری اطلاعات

اخبار گوشی های جدید - ترفند های آندورید - آموزش - تبلت

فناوری اطلاعات
آخرین نظرات

۱۱ مطلب با موضوع «موفقیت» ثبت شده است



مجله اینترنتی رمز موفقیت: خیلی‌ها برایم ایمیل می‌فرستند که این کار غیر ممکن است. می‌گویند، «شانس است. یا باید توی یک خانواده ثروتمند دنیا آمده باشی. یا توی یک قرعه‌کشی برنده بشی. یا خانواده‌ات باید خیلی به تو کمک کنند.»

مادری تنها که پنج فرزند دارد این طور نوشت، «من مطالب شما را خواندم و آنها را باور دارم. اما من 50 سال سن دارم و در دو شغل با ساعتهای طولانی کار می‌کنم. نزدیک عید است و من به سختی می‌توانم پول کافی برای خرید هدیه برای بچه‌هایم فراهم کنم. چکار باید بکنم؟»

آقای دیگری این طور نوشت، «خوب اگر برای دولت یا شرکتها کار کنی، نمی‌توانی انتظار میلیونر شدن داشته باشی. در هر صورت شما حقوق ثابتی دریافت می‌کنی و وقت کمی برای هر کار دیگری داری. وقتی که از سر کار به منزل می‌رسی، باید با بچه‌ها بازی کنی و خودت را سرگرم کنی.»



قوانین جهانی موفقیت / قسمت اول

۴۱- قانون تلاش غیرمستقیم

در روابط با دیگران غیر مستقیم عمل کردن بیشتر باعث موفقیت می شود . برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید باید یک دوست خوب باشید . اگر می خواهید روی دیگران تاثیر بگذارید باید شما هم از دیگران تاثیر بگیرید .

برای ایجاد و حفظ روابط دوستانه باید اول خودتان یک فرد دوست داشتنی باشید .

قوانین جهانی موفقیت


۱- قانون علت و معلول

هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

۲- قانون ذهن

همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .



بعضی از مدیران سایت ها یا دغدغه پشتیبانی از کاربران ندارند و یا در تعامل با مردم خجالتی هستند. دلیلش آن است که اغلب مدیران سایت افراد فنی هستند که بیشتر ترجیح می دهند پشت کامپیوتر باشند تا با کسی صحبت کنند.

۱. پشتیبانی کاربران و تعامل با آنها

بعضی از مدیران سایت ها یا دغدغه پشتیبانی از کاربران ندارند و یا در تعامل با مردم خجالتی هستند. دلیلش آن است که اغلب مدیران سایت افراد فنی هستند که بیشتر ترجیح می دهند پشت کامپیوتر باشند تا با کسی صحبت کنند. اگر می خواهید سایت موفقی داشته باشید، تردید را کنار بگذارید. گوش شنوا برای مشکلات و نظرات کاربران داشته باشید و به آنها پاسخ مناسب بدهید. مطمئن باشید این «شنیدن نظرات» برایتان هم نفع معنوی دارد و هم وضعیت اقتصادی سایتتان را بهتر می کند.



اغلب دوستانی که برای مشاوره به من مراجعه می کنند می گویند: «یک ایده خوب برای فروش آنلاین دارم. یک سایت شیک و جذاب لازم دارم. بعد از اینکه سایت را راه اندازی کردم مردم به سایتم سر می زنند و از من خرید می کنند چون ایده فوق العاده ای دارم. تنها چیزی که لازم دارم این است که ببینم چطور می توانم سایتم را بین مردم تبلیغ و معرفی کنم!»

دو ایراد اساسی در این کلیشه ذهنی وجود دارد. نخست اینکه فرآیند فروش و بازاریابی آنلاین مدل خاصی دارد که باید رعایت شود. بنابراین فرآیند واقعی، از چیزی که در ابتدا به نظر می رسد پیچیده تر است. اشکال دوم این است که این دوستان خودشان را از این معادله حذف کرده اند!

گاهی مدیران و کارآفرینانی نزد ما می آیند و تحت تاثیر عملکرد و محتوای سایت «مدیر سبز» از ما تقاضا می کنند چیزی شبیه آن برایشان بسازیم. ما به این افراد می گوییم ۸۰ درصد موفقیت سایت ناشی از شیوه مدیریت آن است نه ظاهر یا نرم افزار آن! ولی مردم از بیرون تصور دیگری دارند.



جک ما، موسس علی بابا، از اولین کسانی محسوب می شود که وب سایت تجارت الکترونیک را در چین راه اندازی کرده است. این سایت اولین بار در سال ۱۹۹۵ به نام Chinapages.com کار خود را شروع کرد. هدف این سایت، بیان لیستی از شرکت های فعال تجاری بود. طی ۱۰ سال، جک ما، این سایت را به یکی از موفق ترین برند های بین المللی چینی تبدیل کرد. من چند هفته ای است در حال مطالعه تاریخچه علی بابا بودم، تا داستان به موفقیت رسیدن آنها را برای شما نیز بازگو کنم.

جذب افراد خارجی برای پیش بردن شرکت، بسیار مهم بود زیرا بر اساس گفته های "اریسمان" معاون بازاریابی علی بابا، در آن زمان، مردم چین تجربه مدیریتی بسیار کمی داشتند. علی بابا در بهترین زمان ممکن، به بازارهای جهانی راه پیدا کرد. این شرکت، بسیار هوشمندانه موقعیت بازار را تشخیص داد. در سال ۲۰۰۰، نفوذ اینترنت به چین تازه رشد پیدا کرده بود و حجم صادرات نیز با سرعت بالایی رو به افزایش بود. چین به تازگی به عنوان برترین تولید کننده جهان تبدیل شده بود. این به معنای رشد بالای تولید کنندگان ارزان قیمت و تهیه کنندگانی بود که به بازار چین( و سایر کشورهای در حال توسعه جنوب شرق آسیا) وارد شده بودند.



شرکت های بزرگ در این سال ها دو راهبرد عهده داشته اند، راهبردهایی که در عین حال متضاد با هم به نظر می رسند:

۱ مدیران و مؤسسان آنها که گذشته خود را فراموش نکرده اند، خودشان نیک می دانند که چطور با پی گرفتن ایده های ساده، ظرف یک دهه یا بیشتر از شرکتی نوگام، به یک شرکت چند میلیارد دلاری تبدیل شده اند.

از همین رو، هر وقت شرکت هایی با ایده های درخشان را می بینند، نگران می شوند، دغدغه آنها این است که نکند این شرکت های کوچک در آینده رقیبان آنها شوند، نکند شرکت خودشان با بزرگ و حجیم شدن، دیگر رحمی برای پروراندن ایده های ناب نباشد، به همین خاطر سعی می کنند شرکت های کوچک را ببلعند و با پیشنهاد قیمت هایی نجومی آنها را بخرند.

صاحبان شرکت های کوچک، خیلی وقت های تسلیم می شوند و ایده شان را می فروشند، البته بعضی از آنها آنقدر جاه طلبند که پاسخ منفی می دهند.